أمير صدر الدين ابراهيم امينى هروى
149
فتوحات شاهى ( تاريخ صفوى از آغاز تا سال 920 ه . ق ) ( فارسى )
مثنوى دليران لشكر سران سپاه * هم جنگجوى و همه كينهخواه به فرمان شاهنشه ارجمند * فكندند بر گستوان بر سمند هژبران پردل به آيين جنگ * كشيدند تنگ فرس نيكتنگ نفير سوارى ز درگاه شاه * دليرافكنان را صلا زد به راه علمدار شاهى علم برفراشت * جهان چتر اقبال بر سر فراشت روان شد مواكب كواكبمثال * به جان كرده فرمان شاه امتثال شاه خورشيدلقا بر خنگ فلكپيما نصرت خادم و فتح ملازم عازم حدود باكويه گرديده بساط قشلاق را غازيان از حوالى محمودآباد درنورديدند و آن مسافت را فارغ از خوف و ايمن از مخافت طىّ نموده ظاهر قلعهء باكويه را مخيّم سرادق عساكر گردون مآثر ساخته فراّش همايون قبّهء دولتخانه را چون گنبد دوّار به اوج اعزاز اقدار برافراشت . امراى عظام كه در آن مدّت [ 187 ] قلعه را محاصره داشتند از عزّ بساطبوسى شاه سر افتخار بر فلك اعتبار افراشتند و كيفيّت كوشش و مساعى كه در آن اوقات از فرقهء غزات به ظهور رسيده بود عرضه داشتند و متانت و حصانت آن قلعهء گردونشكوه را كه مهر بر بارهء آن سنگ پاره و ماه در سير بروج آن ستارهء سيّاره بود شرح نمودند . چون كواكب لشكريان از راه بىگاه رسيده بود و روز سير شهسوار فلك مايل شب گرديده ، شاه دينپناه سرادق عزّ و جلال را آرامگاه فرموده از مشقّت راه آسودند از وصول اعلام نصرت اعلام هراس « 1 » تمام بر اهل اهالى باكويه مستولى شد و از عزّ نزول اردوى قيامتشمول بيم هلاكتشميم كه از مهبّ « فَإِذا نَزَلَ بِساحَتِهِمْ فَساءَ صَباحُ الْمُنْذَرِينَ » « 2 » مىوزيد بر دلهاى دو نيم ايشان مستقيم گشت . على الصباح كه خسرو خور به مفتاح نجاح ابواب نور بر روى اصحاب سرور گشود و از پردهء توارى بر عزم سوارى تاريكنشينان
--> ( 1 ) . نسخه : فراس ( 2 ) . صافات ( 37 ) آيهء 177 . « چون عذاب به ساحتشان فراز آيد ، اين بيمدادهشدگان چه بامداد بدى خواهند داشت » .